|
ای دل تنها چیه چشم انتظاری باز یه لحظه یه دم آروم نداری مثل زمستون تو حسرت بهاری باز عشقت خیمه زد رو خونم باز یادت آتیش زد به آشیونم باز بی تو باید تنها بمونم بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونست پرنده دل من هنوز بی آشیونست بیا پر از امیده هنوز این دل خسته هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره واسه من واسه من تنهایی درده درد هیچ کسو نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم
همیشه سخته که از یکی دور باشی منم دورم فاطمه دوست دارم
به خدا اگه من بهت نرسم دیگه تو این دنیا نمیمونم آخه دوست دارم
دوست دارم
|